ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
138
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
( كه اداره تمام امور بعهدهء مامون است ) . خاتم منصور را هم براى تيمن و تبرك به او داد . نقش آن خاتم چنين است « الله ثقتى امنت به » در آن سال روميان به محل « عينزربه » و « كليسياى سياه » لشكر كشيدند . غارت كردند و غنيمت بردند ولى اهالى « مصيصة » غنائم را از آنها پس گرفتند . اسد بن عمرو بن عامر ابو المنذر بجلى كوفى يار ( شاگرد ) ابو حنيفه درگذشت . يحيى بن خالد كه در « رافقه » بازداشت شده بود بسن هفتاد سالگى در ماه محرم وفات يافت . همچنين عمر بن على بن عطاء بن مقدم مقدمى بصرى ( اهل بصره ) . سنه صد و نود و يك در آن سال امير حكم بن هشام اموى شهريار اندلس ( طليطله ) را قتل عام نمود بيشتر از پنج هزار مرد از اعيان آنها كشت . علت اين بود كه مردم شهر ( طليطله ) چندين بار امراء را خلع كردند . بسبب استحكام حصار و قلعه قوى دل شده بودند . آنها توانگر بودند و تن باطاعت امراء نمىدادند . چون حكم تمرد و دوام عصيان آنان را ديد و از لجاج آنان بستوه آمده حيله بر انگيخت تا بر آنها پيروز شود . از عمروس بن يوسف معروف بمولد يارى خواست در آن هنگام او در مرز نمايان و مشهور شده بود و براى شهريارى حكم دعوت و تظاهر ميكرد حكم هم به او اعتماد و وثوق پيدا كرد او از اهالى شهر ( وشقه ) بود . حكم او را نزد خويش خواند و گرامى داشت و در احترام و تكريم وى مبالغه و افراط كرد و او را بر تصميم و عزم خود آگاه و ايالت « طليطله » را به او واگذار كرد و بمردم آن شهر نوشت : من فلان ( عمروس ) را براى حكومت شما برگزيدهام و او يكى از افراد شما مىباشد من شما را از حكومت كسانى كه اكراه داشتيد و نمىپذيرفتيد كه همه از بستگان و موالى ما بودند آزاد كردم تا بدانيد من چه اندازه